تبليغاتX
شرح حال -
ای وای اگر صیاد من غافل شود از یاد من دردم نداند...
 

از واژه های بی دلیل

لرزش های شدید

کوتاه تر از من

از دوش آسمان رسید!

روزی که داد ما

جز گوش دل ، نمی شنید

...................................

 

پایان چهل سالگی

از من کناره ای...

ایستاده ای...

کوچه های باریک

به ذهن من راه یافته اند !

پایان این روزهای بی هوا

افسوس ِآفتاب

چشمان من ربود

وقتی گِل 

           به چشمه ها   نشست

انگار هر طرف

ابر هست و آسمان...

هر سو که میروی

دردی که میکشی

این رسم تازه نیست

احوال چهل سالگی ست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:21  توسط حسین محمدی  |