پرنده ای در آسمان
مه را به ریه هایش می فشرد
انگار زمین
تصویری مبهم از او داشت
مهر که بر افق پیدا شد
گوشه پنجره ها
کودکی ِ دستانش را ورق زد
انگار آبی
همانی بود که از زمین می پنداشت.
پ ن.........................................................
ستایش زیبائی تو دلیل زندگی است
تجلی تو همان معنی آبی دریاست