تبليغاتX
شرح حال
ای وای اگر صیاد من غافل شود از یاد من دردم نداند...

هی گفتی روزه نمیگیرم و هی من اصرار که بابا بگیر ببین چه حالی میده

حالا که ده روز گذشته می بینم که حال خودم که تعربفی نداشت حال تو رو هم مثل خودم دست نیافتنی کردم.امان از این پیش بینی هام که بیشتر اوقات درست از آب در میان.شب های بیداری ُروزهای بیداری . زخمایی که باز شدن و خونابه هایی که مجال ایستادن ندارن.

این بغض لعنتی اجازه نمی ده که بیشتر از لطافت های این بیداری ها بگم،از این گرد شدن چشم ها ،از فکر کردن به گرسنگی و گرسنه ها ،ازآسمون و اونچه از اون پائین می اد،از زمین و اونچه از اون بالا میره و خلاصه از خیلی چیزا که فکر میکنم جالب و دوست داشتنی هستن . به جاش ازاین دریافت هائی که بیشتر به هذیان دم مرگ شبیه اندحال و روزم رو پر از بی حوصلگی کردن بگم (البته فکر میکنم صاحبان صداهای دریافت شده از شوق دربافت قطره های بیشتر از نفس ِ سبک شروع کرده اند به سردادن این آواها که گوش ما را در این شب ها و روزهای مبارک پر کرده از سر درگمی) . وقتی حرف می زنم و کسی حرفام رو نمیفهمه خودم هم خسته میشم اما چند بار شده که با تکرار مدام این حرفهایی که کسی متوجه اونا نمیشه اروم اروم دریچه های آشنائی باز شده و از حرف زدن لذت بردم.

فکر میکنم حرف تازه همیشه هزینه داره هم برا شنونده هم برا گوینده.

گوینده اگه می خواد از هزینه حرف هائی که میزنه کم بکنه (البته اون حرف هائی که بهشون اعتقاد داره) باید به شنونده هم فکر کنه یعنی باید کاری کنه که هزینه شنونده هم کمتر بشه ،اونقدر تکرار کنه تا این اعتقاد به شنونده هم سرایت کنه ، اون وقت شاید بشه گفت اون یک گوینده موفق بوده.

حالا تو این شب های بیداریُ این روزهای بیداری ( همون رمضون مبارک)گوینده هائی رو من میشنوم که انگار حرف هاشون تکرار که نمیشه هیچ ، کاملا متفاوت با اونچه چند روز قبل اعلام میکردن حرف میزنن .این هم برا خودشون هزینه داره هم برا شنونده . البته  از اعتقادشون به حرف های چند روز قبلشون و یا از اعتقادشون به این حرف های تازه من خبر ندارم اما اینو خوب میدونم که ترس از جان بزرگترین ترس هاست اما هزینه این گونه حرف ها رو هم گوینده هاش میدن هم شنونده هاش .

اما شنونده حرف های جدید چیکار باید بکنن ؟

شنونده ها چند گروه اند ، یه گروه خیلی زود به حقیقت و مغز اونچه میشنوند دست پیدا میکنند که وظیفه دارن از این حقیقت امانت داری کنن و با تکرار اون توی بسط و توسعه حقیقت سهمی داشته باشن ، چون  ماهیت حقیقت و حق یه گونه ای هست که از بین نمیره و باقی هست و اگه این شنونده ها امانت داری نکنند بیشترین هزینه ها رو پرداخت میکنند .گروه دیگه ای هستند که تا به حقیقت برسند به هر دلیل زمان می بره اما بالاخره بهش میرسن ، وظیفه شنونده های دسته اول و گوینده اینه که تکرار بکنن و از زمان مربوط به این گروه کم کنن.

اما گروه دیگه اونهائی هستند که با اینکه به حقیقت واقفند و خوب میفهمن که چی میشنون یه خاطر نوعی ترس و وحشت از اینکه بگن شنیدیم فرار میکنن و این رفتار  هزینه همه رو زیاد میکنه . تجربه نشون داده این گروه تا مجبور نشن به حقیقت اونچه شنبدن اعتراف نمی کنن . پس برای کم شدن هزینه ،همه باید برای مجبور کردن این گروه دست به کار بشن .

رمضون امسال به یاد موندنیه ، امید من اینه که حقیقت فراگیر بشه

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 3:5  توسط حسین محمدی  |